اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

104

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

رفتيم كه هيچ زراعت نداشت . بعد از زمين پست و بلندى از پشته‌هايى چند از ولكانيك عبور كرديم . بالاخره بعد از شانزده ساعت به « پل دلاك » رسيديم كه در آنجا كاروانسراى خرابه‌اى بود . در كنار رودخانهء كوچكى فرود آمديم كه آب شور و ناگوارى داشت . در پهلوى كاروانسرا ، پلى بسيار پست [ و كوتاه ] با چشمه‌ها و طاقهاى زياد موجود بود . وجود خستگى زياد كه شانزده ساعت در پشت اسب بوديم ، سبب شد كه در اواخر روز بيرون آييم كه قدرى رفع خستگى كنيم . بيشتر از فرسخى به طرف شرق رفتيم ، به اميد آنكه آثارى از خرابيهاى شهر « رى » يا « رايا » بيابيم كه استرابو آن را « راژيا » [ راگايا ] ناميده است . در محل اين شهر قديمى دنيا كه در ده فرسخى و تقريبا دور تر ، از جانب جنوبى « دروازه‌هاى درياى خزر » قرار دارد ، هيچ چيزى نيافتيم . گويا بسيار دور تر رفته بوديم . شاردن محل اين شهر را در نه فرسخ به طرف شرق ساوه [ آوه ] گفته و بنابر قول او در جهت غربى « پل دلّاك » بايد باشد . اگر تحريرات شاردن را در دست مىداشتيم ، ممكن و محتمل بود كه تخمينات اين سيّاح را محقّق مىكرديم . راهنماى ما كه شاگرد مكارى بود و مىگفت كه كمال بلديّت از اين نواحى را دارد ، در اين باب آنچه سؤال كرديم ، چيزى به ما نتوانست بگويد و اطلاعى بدهد . معروف است كه شهر رى مولد طبيب مشهور رازى « 1 » است كه در قرن دهم ميلادى وفات يافت . اين شهر در قرن نهم كمال‌آبادى و شهرت را داشت . آبادترين و بزرگترين شهر از ممالك ايران بود و جمعيت بيشمارى داشت و در قرن دوازدهم مسيحى به كلى از صدمهء تاتارها خراب گرديده بود . بارى در آنجا ، كشت بسيارى از تخم نباتات ، و گياهانى چند با غنچه و گل ديديم و چيديم [ اين گلها عبارت بودند از يك « فاگونيا » « 2 » ، چند عدد « سالسولا » « 3 » ، چند عدد « كلئومس » « 4 »

--> ( 1 ) . ابو بكر محمد ابن زكريا بن يحيى رازى ، دانشمند و طبيب مشهور ( 313 - 251 ق / 925 - 865 م ) در شهر رى به تحصيل فلسفه و رياضيات و نجوم و ادبيات پرداخت . در كبر سن به تعليم طب مشغول شد و پس از شهرت در اين علم به خدمت ابو صالح منصور بن اسحاق سامانى حاكم رى درآمد و به زودى رياست بيمارستانى را كه در آن شهر تأسيس شده بود ، بر عهده گرفت . بعدها چندى در بغداد به همين شغل اشتغال داشت . وى قسمت بزرگى از زندگانى خود را در رى گذرانيد . از آثار فلسفى او : القوانين الطبيعه فى الحكمه الفلسفيه ، الطّب الروحانى و . . . ، و مهمترين تأليفات طبى او : الحادى ، المنصورى ، الشكوك ، من لا يحضره الطبيب ، برءالساعه ، الفاخر فى الطّب ، دفع مضار الاغذيه ، المدخل الصغير ، الفصول فى الطب است . ( 2 ) . Fagonia ( 3 ) . Salsolas ( 4 ) . Cleomes